ما به آمریکا اعتماد نداریم
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ


حدیث تصادفی


Up Page
کد پرش به بالای صفحه وب
Admin Logo
themebox

اهبان از این جراءت بسیار شگفت زده شدند و از بودا پرسیدند: ((تو مى گویى برهما هنگام آفریدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسیم نكرده است ؟)) پاسخ داد: ((اصلا من باور ندارم برهما چیزى را آفریده باشد تا جهان آفریده او باشد.))
آنان پرسیدند: ((پس جهان ساخته كیست ؟)) بودا پاسخ داد: ((به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چیز است كه بایستى از آن پرهیز كرد: یكى زندگانى پر از لذت كه زاییده خودخواهى و فرومایگى است و دیگر زندگى پر از رنج و خود آزارى كه آن نیز سودى ندارد و هیچ یك از این دو به نیكبختى منجر نمى شود.))
4-3- 
اخلاقیات
سرانجام راهبان از بودا پرسیدند: ((پس راه درست كدام است ؟)) پاسخ داد: ((راه میانه ، میان لذت و رنج است كه از راه هشتگانه به دست مى آید. راه هشتگانه هشت قانون بزرگ زندگى را مى آموزد:
1- پرهیز از آزار جانداران ؛
2- پرهیز از دزدى ؛
3- پرهیز از بى عفتى ؛
4- پرهیز از دروغ ؛
5- پرهیز از مستى ؛
6 پرهیز از بدگویى ؛
7- پرهیز از خودخواهى ؛
8- پرهیز از نادانى ؛
9- پرهیز از دشمنى .
5-3- فرقه هاى بودایى
آیین بودا سه فرقه دارد:
1- مهایانا (Maha-yana) یعنى چرخ بزرگ ، آیین شمالى كه در چین رواج دارد. این شعبه اى آیین بودا با طیفهایى از اعتقادات و سنن كنفوسیوس و لائوتسه در چین و شینتو در ژاپن در آمیخته است . یكى از آداب آن كه به سانسكریت دهیانا (Dhyana) یعنى تاءمل ، به چینى (Chang) و به ژاپنى زن (Zen) خوانده مى شود، شهرت جهانى دارد.
2- هینایانا (Hina-yana) یعنى چرخ كوچك ، آیین جنوبى كه در سرى لانكا (سیلان ) و كشورهاى جنوب شرق آسیا مشاهده مى شود. پیروان چرخ كوچك آیین خود را تراوادا (Theravada) یعنى آیین نیاكان و بزرگان مى خوانند و كتب دینى آنان به زبان پالى است .
3- وجریانا (Vajra-yana) یعنى چرخ الماس . این فرقه در تبت وجود دارد و آیین بودا را با سحر و كهانت و توتم پرستى در آمیخته و تشكیلاتى نیرومند براى خود پدید آورده است . آیین مذكور لامائیسم (Lamaism) نیز خوانده مى شود و عنوان رهبر مذهبى مقتدر آن دالائى لاما (Lama Dalai) به معناى رئیس دریاگونه است . از چیزهاى جالب توجه این فرقه آن است كه هنگامى كه رهبر مذهبى آن وفات یابد، راهبان براى پیدا كردن جانشین وى به جستجوى كودكى مى پردازد كه در لحظه درگذشت رهبر به دنیا آمده باشد. سپس این كودك را با توجهات ویژه پرورش مى دهند. وى پس از فراگیرى دانش و گذراندن مراحل مختلف به مقام مورد نظر نائل مى آید. دالائى لاماى عصر ما پس از سرایت كمونیسم چینى به تبت رهسپار هندوستان شده و در آنجا به ارشاد و رهبرى مشغول است . اخیرا وى ، برخلاف سنت ، پسر بچه اى را براى جانشینى خود تعیین كرد و به خاطر این مساءله مورد انتقاد قرار گرفت .
7-3- كتب بودایى
قدیمى ترین كتاب مقدس بوداییان ترى پیتاكایعنى سه زنبیل نامیده مى شود كه داراى سه بخش است :
1- قواعد رهبانیت ؛
2- وسیله رستگارى ؛
3- مفهوم فلسفى و روانشناسى .
فرقه هاى مختلف بودایى نیز كتابهاى مخصوص به خود دارند.
4- آیین سیك
انشعابات تازه ترى نیز در آیین هندو وجود دارد كه آیین سیك (Sikh) یعنى شاگرد، معروفترین آنها است . برخورد اسلام و هندوئیسم در هندوستان در دورانهاى گوناگون مذاهب التقاطى چندى را پدید آورده است . یكى از عرفاى بزرگ مسلمان به نام كبیر (1518-1440) توحید اسلامى را با برخى عقاید هندویى در آمیخت و مریدان بى شمارى گردآورد. یكى از شاگردان وى نانك (Nanak) بود كه پایه گذار بود كه پایه گذار آیین سیك و نخستین گورو (Guru) یعنى معلم است . پس از وى نه گوروى دیگر، یكى پس از دیگرى ، آمده اند. این فرقه اندك اندك قوت گرفت و به گروهى سیاسى مذهبى تبدیل شد.(10)
سیكها به تجارت گرایش دارند و افرادى از آنان به سراسر جهان مهاجرت كرده و به بازرگانى مشغولند. همچنین افرادى از ایشان به زاهدان و تهران آمده اند و در این دو شهر معبد (گورودواره ) دارند.
1-4- سرگذشت نانك
بنیانگذار آیین سیك به نام گورو نانك به سال 1469 در خانواده اى از طبقه كشاتریاها در یكى از روستاهاى لاهور به دنیا آمد. او از عرفاى مسلمان و هندو استفاده كرد. سپس به كشورهاى اسلامى و زیارت مكه معظمه رفت و سرانجام آیین سیك را كه آمیزه اى از هندوئیسم و اسلام است ، تاءسیس كرد و در سال 1539 در گذشت .
پس از گورو نانك 9 گوروى دیگر یكى پس از دیگرى برخاستند و اینك فهرست اسامى 10 گوروى سیكان و تاریخ تولد و وفات ایشان :
1- گورو نانك (1469-1539)؛
2- گورو انگد (1504-1552)؛
3- گورو امر داس (1479-1574)؛
4- گورو رام داس (1534-1581)؛
5- گورو ارجن (1563-1606)؛
6- گورو هر گوبیند (1595-1644)؛
7- گورو هرراى (1630-1661)؛
8- گورو هرى كریشن (1656-1668)؛
9- گورو تیغ بهادر (1621-1675)؛
10- گورو گوبیند سینگ (1666-1708).
2-4- تعالیم
نانك خداى یكتاى جهان را حق نامید. وى مى گفت خدا به هر نامى كه خوانده شود فقط او قادر متعال و حق است . سعادت و وصول به نیروانا همان استغراق در ذكر حق است . وى مایا یا صورت وهمى جهان را كه در دین هندو آمده است ، پذیرفت و گردونه تناسخ و قانون عمل و عكس ‍ العمل را تا حدودى قبول كرد. نانك خوردن گوشت را براى پیروانش مباح دانست ، ریاضت و بت پرستى را ممنوع كرد، نظام طبقاتى و تعدد زوجات را هم حرام شمرد.
3-4- آثار مذهبى
پنجمین رهبر سیكان كه گورو ارجن خوانده مى شود، معبدى از طلا در شهر امریتسار هندوستان بنا كرد و كتابى به نام گرانت صاحب (Sahib Granth) نوشت كه مهمترین كتاب مقدس آیین سیك است .
4-4- تاریخچه سیاسى سیكها
سیكها در زمان دهمین رهبر خود به نام گورو گوبیند سینگ بیعتهایى را براى امور سیاسى مرسوم كردند و افرادى جنگجو شدند و از آن هنگام نام خالصه یعنى بى آلایش ، بر خود نهادند. آنان براى خود پنج شعار قرار دادند كه هر یك در زبان پنجابى با حرف ((ك )) شروع مى شود:
1- كس : باقى گذاشتن موى سر و صورت ؛
2- كونكا: همراه داشتن شانه ؛
3- كاچك : پوشیدن زیر شلوارى كوتاه ؛
4- كارا: داشتن دستبند (النگوى ) آهنین ؛
5- كاندا: حمل شمشیر یا خنجر فولادین .
سیكها با یكدیگر بسیار متحدند و براى تشكیل كشور مستقل به شدت مبارزه مى كنند. ترور خانم گاندى نمونه اى از فعالیتهاى سیاسى این قوم است . آنان تبلیغات مذهبى نیز دارند و كتبى هم در این باب به زیانهاى دیگر و از جمله فارسى منتشر كرده اند.
كتابنامه
1- الدنبرگ ، هرمان ، فروغ خاور، ترجمه بدر الدین كتابى ، تهران : انتشارات اقبال ، 1373.
2- اوپانیشادها.
3- بهار، مهرداد، ادیان آسیایى ، تهران : نشر چشمه ، 1375.
4- بهگود گیتا.
5- پاشایى ، ع .، بودا، تهران : كتابخانه طهورى ، 1347.
6- حكمت ، على اصغر، تاریخ ادیان ، تهران : انتشارات ابن سینا، 1345.
7- زرین كوب ، عبدالحسین ، در قلمرو وجدان ، تهران : انتشارات سروش ، 1375.
8- شایگان ، داریوش ، كتاب ادیان و مكتبهاى فلسفى هند، تهران : انتشارات دانشگاه تهران : 1346.
9- گرانت صاحب .
10- ناس ، جان بى .، تاریخ جامع ادیان ، ترجمه على اصغر حكمت ، تهران : انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1370.
11- وداها.
12- هیوم ، رابرت اى .، ادیان زنده جهان ، ترجمه عبدالرحیم گواهى ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، 1373.
13- Conze, Edward, Buddhism: Its Essence and Developement, New York: Harper & Brothers,1959
14- Dubois, Abbe, Hindu Manners, Customs and Ceremonies, Oxford: Oxford University Press, 1906
5 : چین و ژاپن
1- كنفوسیانیسم
كنفوسیوس (Confucius) حكیم و سیاستمدار چینى آیین تازه اى براى مردم چین آورد كه با وجود مقبولیت عامه ، پس از چندى از رونق افتاد و جاى خود را به آیین بودا داد.
1-1- سرگذشت كنفوسیوس
در حدود سال 551 ق .م . در ایالت لو (Lu) در چین ، در خاندان كونگ (Kung) فرمانرواى تسو (Tsow) كودكى به دنیا آمد كه او را چیو (Chiu) نامیدند. وى در سه سالگى پدر خود را از دست داد و این در حالى بود كه آن فرمانروا هیچ میراثى براى زن و یگانه فرزند خود باقى نگذاشته بود. كودك نزد مادر رشد كرد و آموزگارانش هوش او را مى ستودند و آینده درخشانى را براى او پیش بینى مى كردند. نوزده ساله بود كه وزیر اعظم آن منطقه سرپرستى مزرعه ها را به او سپرد. وى در كنار این منصب دولتى به مطالعات و تحصیل هنر ادامه داد و دانشمندان براى كسب علم و كمال نزد او حاضر مى شدند. مردم او را كونگ فوتسه (Kung-futze) یعنى كونگ فیلسوف مى نامیدند كه ما آن را كنفوسیوس تلفظ مى كنیم .
كنفوسیوس زندگى پر ماجرایى داشت و علاوه بر تعلیم شاگردان ، به كارهاى حكومتى نیز مى پرداخت و در پنجاه سالگى به وزارت دست یافت و مقام او در زمانى كوتاه بالا رفت و وزیر اعظم شد. توانایى وى در مدیریت كشور حسادت رقیبان را برانگیخت . از این رو، پس از چندى از مناصب حكومتى كناره گیرى كرد و تنها به تربیت شاگردان پرداخت .
سرانجام هنگامى كه به سال 479 ق .م . مرگ به سراغ وى آمد، از عدم موفقیت كامل خویش اندوهگین بود، ولى شاگردان و یارانى از خود باقى گذاشت كه پیام او را به همه رساندند.
2-1- آثار
كنفوسیوس در سالهاى آخر عمر خود كتابهایى نوشت كه جزء ادبیات كلاسیك چین شد. كتابهاى وى عبارتند از:
1- شوچینگ (كتاب تاریخ )؛
2- شى چینگ (كتاب شعر)؛
3- لى چى (كتاب شعائر)؛
4- اى چینگ (كتاب تبدیلات )؛
5- چون چیو (سالنامه بهار و پاییز).
چهار كتاب نخست گزیده اى از سخنان پیشینیان را نیز در بردارد، ولى سراسر كتاب پنجم از خود اوست .
3-1- تعالیم
تعالیم كنفوسیوس تركیبى بود از اصول اخلاقى ، سیاست مدن و مقدارى مسائل دینى . وى معتقد بود كه اجداد مردم طبق قاعده لى (Li) زندگى مى كردند و از این رو، از انواع نیكیها و بركات برخوردار بودند، ولى مردم زمان وى بر اثر رها كردن آن شیوه ، از آن امور محروم مانده اند. لى از دیدگاه كنفوسیوس معانى مختلفى داشت و براى پاكى ، ادب ، تشریفات و عبادت به كار مى رفت . وى معتقد بود با پیروى از لى هر چیزى بسامان مى آید و جامعه آرمانى تشكیل مى شود.
4-1- اصول اخلاقى
وى پنج رابطه را مطرح كرد كه هرگاه درست باشند، همه چیز درست مى شود:
1- مهربانى در رابطه میان پدر و پسر؛
2- لطف برادر بزرگتر به برادر كوچكتر و تواضع برادر كوچكتر در مقابل برادر بزرگتر؛
3- عدالت شوهر با زن و اطاعت زن از شوهر؛
4- علاقه مندى زبردستان به زیردستان و اطاعت زیردستان از زبردستان ؛
5- مهربانى فرمانروایان به رعایا و وفادارى رعایا به فرمانروایان .
كنفوسیوس در مورد آرمانشهر و رابطه شهریار با رعایا تعلیم مى داد كه هرگاه كشور نیز مطیع قانون مى شوند. وى درباره انسان كامل نیز سخن گفت و صفات پنجگانه وى را چنین نشان داد: عزت نفس ، علو همت ، خلوص ‍ نیت ، شوق به عمل و خوش رفتارى .
5 - 1- مناسك
گر چه كنفوسیوس قبل از هر چیز یك معلم اخلاق بود و بیش از این ادعایى نداشت ، مردم در تعالیم او روح معنویتى مشاهده كردند كه وى را مثل اعلاى دیندارى به حساب آوردند. دینى كه او مطرح مى كرد بسیار ساده و به دور از مسائل ماوراءالطبیعه بود و بیشترین سعى وى در آن بود كه خود را با عبادات و مناسك موجود زمان خویش وفق دهد. او مى گفت خاقانهاى اعصار گذشته مردمى سعید و نیكبخت بوده اند؛ زیرا اولاد و اعقابى چند از ایشان بر جاى مانده بودند كه مراسم قربانى و عبادت و احترام را درباره آنها بعد از وفات به دقت انجام مى دادند.
6 - 1- پیروان و رقیبان
شاگردان كنفوسیوس كه گفته مى شود هفتاد تن بودند، به سراسر كشور چین رفتند و به تعلیم حاكمان و صاحب منصبان مشغول شدند و گروهى از آنان نیز گوشه گیرى را برگزیدند. تعالیم این حكیم به وسیله شاگردانش تا یكى دو نسل پس از وى گسترش یافت . با ضعیف شدن نظام سلطنتى فئودال و پدید آمدن مكاتب فلسفى رقیب ، نشر اندیشه هاى وى با مشكل روبرو شد. هر یك از این مكاتب به گونه اى اندیشه هاى حكیم را مورد حمله قرار مى داد. در این گیر و دار، پیروزى گاهى از آن مكتب كنفوسیوس و گاهى از آن مكاتب رقیب بود تا اینكه با ورود آیین بودا به چین ، نزاع به نفع این آیین پایان یافت و اندیشه هاى كنفوسیوس تا اندازه اى در حاشیه قرار گرفت . با این وصف ، شهرت و عظمت وى پیوسته در چین حضور داشته است .
6 - 1- دین رسمى
فرمانروایان چین در دورانهاى مختلف همواره كنفنوسیوس را حرمت مى نهادند و رسما او را بزرگترین حكیم مى شناختند و به روان او اداى احترام مى كردند. قربانى كردن نزد آرامگاه او از زمان شاگردانش معمول بود، ولى نخستین پادشاهى كه به این كار اقدام كرد كائوتسو نامیده مى شد كه در سال 195 ق .م . پس از زیارت آرامگاه وى ، قربانى گذارند.پس از وى ، پادشاهان دیگر این رسم را ادامه دادند و قربانیها و هدایایى تقدیم روح حكیم كردند. از سال 1911 اداى احترام رسمى و دولتى به روح كنفوسیوس به تدریج ترك شد. پس از چندى ، دولت چین براى احیاى افكار وى به عنوان یك متفكر در ردیف نیوتون و پاستور اقدام كرد، ولى پس از انقلاب كمونیستى چین به سال 1945، مبارزه شدیدى با اندیشه هاى وى آغاز شد و كمونیستها او را كسى معرفى كردند كه در مقابل توده هاى زحمتكش ، از طبقه اشراف حمایت كرده است .
2- تائوئیسم
مكتب تائو / دائو (Taoism)به لائوتسه (tse_lao) حكیم (متوفاى 517 ق .م ) منسوب است . در اینكه آیا وى وجود خارجى داشته است یا صرفا یك شخص افسانه اى است ، میان دانشمندان اختلاف وجود دارد. به گونه اى كه از سنت به دست مى آید وى در سال 604 ق .م . در چین به دنیا آمد و مدتى در دربار پادشاه سمت بایگان داشت . وى پس از چندى شغل خود را رها كرد و براى پرداختن به صفاى روح از همه امور حتى كسب علم دست كشید و در خانه خود ماند. مردم درباره او كنجكاو شدند و براى آگاهى از اندیشه هاى وى به دیدار او شتافتند. گفته مى شود كنفوسیوس نیز به دیدار وى رفت . وى از مراجعات مردم خسته شد و بدین جهت از سرزمین خود مهاجرت كرد. یكى از دروازه بانان شهر او را در حال عزیمت دید و از خواهش كرد كه به وى چیزى بیاموزد. لائوتسه در كنارى ایستاد و رساله اى را به او املا كرد كه تاكنون باقى است و نام آن تائوته چینگ یعنى رساله تائو و خاصیت آن ، است . این رساله شامل سخنان كوتاهى است كه معناى بعضى از آنها روشن نیست . رساله را به دروازه بان داد و از آنجا عبور كرد و دیگر خبرى از او باز نیامد. برخى گفته اند وى در سال 517 ق .م . درگذشت .
كسانى كه لائوتسه را شخصى افسانه اى مى دانند، مى گویند فلسفه منسوب به وى از زمان كنفوسیوس قدیمتر است و رساله یاد شده نیز قبلا وجود داشته است .
1 - 2- لائوتسه و فلسفه تائوته چینگ
رساله منسوب به لائوتسه محصول اندیشه یك تن نیست ، بلكه در طول قرون حك و اصلاحاتى در آن صورت گرفته است ، اما بیشتر محتویات آن از قرن چهارم قبل از میلاد است .
از دیدگاه فیلسوفان قدیم چین هر گونه فعل و انفعالات جهان تحت تاءثیر نظامى است كه تائو نامیده مى شود. تائو در زبان چینى به معناى راه است و در اصل به بستر رودخانه اطلاق مى شده است . مى شده است . پیروان این فلسفه براى تحولات جهان قانونى ثابت مانند بستر رودخانه قائل بودند و مى گفتند تائو آغاز و انجامى ندارد و پس از پدید آمدن جهان مادى ، تائو نیز براى ایجاد تناسب ، در آن جریان یافته است . از این رو، واژه تائو به كاسموس (cosmos) یونانى كه به معناى تناسب است ، نزدیك مى شود. یونانیان جهان را كاسموس مى نامیدند.
در رساله تائوته چینگ آمده است كه هر گاه اشیاء در بستر طبیعى خود سیر كنند با كمال تناسب حركت خواهند كرد؛ زیرا این حركت با تائو هماهنگ است ، ولى هر گاه چیزى از بستر طبیعى منحرف شود تناسب خود را از دست مى دهد. هدف نهایى انسان باید آن باشد كه خود را با تائو هماهنگ كند.
2- 2- چوانگ تسه و مقالات او
چوانگ تسه پس از لائوتسه ، معروفترین فیلسوف تائوئیسم است و گفته مى شود وى در قرن چهارم قبل از میلاد تعالیم استاد فرضى خود، لائوتسه را نشر داده است . به این حكیم سى و سه مقاله نسبت داده اند كه بسیارى از آنها قطعا از اوست . وى تحولات جهان را به شكل دورانى ترسیم مى كرد و معتقد بود كه اضداد بر یكدیگر تاءثیر مى گذارند و از میان مى روند. او معتقد به نیست خیر و شر بود و براى بیان اندیشه هاى خود از تمثیلهاى بسیارى استفاده مى كرد.
3- 2- دین رسمى
براى نخستین بار در سال 165 م . یكى از پادشاهان چین معبدى به نام لائوتسه بنا كرد و هدایاى تقدیم داشت ، ولى تائوئیسم پیشرفت چندانى نكرد تا آنكه در قرن هفتم میلادى این آیین در چین رسمیت یافت . در آن زمان آیین بودا و مكتب كنفوسیوس در چین پیشرفت كرده بودند. افرادى به این عنوان كه آیین بودا از كشور هندوستان به چین سرایت كرده و یك آیین بومى نیست ، به ترویج تائوئیسم پرداختند. آنان آداب و رسومى را بنا نهادند و براى چیزهاى مختلف خدایانى را مطرح كردند. با این حال ، این آیین در چین پیروان اندكى داشت و كم كم از صحنه بیرون شد. با آنكه دولت كمونیستى چین با افكار مذهبى شدیدا مبارزه مى كند، هنوز هم افرادى به جنبه هاى جادویى این آیین علاقه دارند.
3-شینتو
شینتو(Shinto)یعنى طریقه خدایان ، آیین باستانى ژاپن است . این آیین الهه خورشید به نام اماتراسو(Amaterasu) را نگهبان سرزمین اجدادى مى داند و خاندان سلطنتى را از نسل این خدا و تجسم وى مى شمارد.
1- 3- سابقه اجتماعى
آیین مهایاناى بودایى در حدود سال 552 م . به ژاپن وارد شد و پس از برخورد با شینتو، سرانجام بسیارى از عناصر بودایى را به مذهب شینتو منتقل كرد. پرستش خدایان ملى و امپراطور، كرنش و قربانى براى مردگان و وطن پرستى از آداب این آیین است . نوعى فتوت به نام بوشیدو(Bushido)یعنى طریقه دلاوران كه تا اندازه اى از آیین زن الهام مى گرفت ، جوانمردى و مقاومت براى شرف را الزام مى كرد. بر این اساس ‍ سربازان هنگام شكست ، طى مراسمى با یك خنجر مخصوص كه در سراسر عمر آن را همراه داشتند، شكم خود را پاره مى كردند و شهید راه وطن شدند. آیین شینتو نیز بارها نوسازى شده است و پرستش امپراطور از سال 1946 توسط خود وى منسوخ گردیده است . اكنون در ژاپن این آیین در كنار آیین بودا به حیات خود ادامه مى دهد.
2-3- كتابهاى شینتو
در آیین شینتو كتابهایى یافت مى شود كه آداب و سنن گذشتگان را در بر دارد. این كتابها در زمانهاى مختلف تهیه شده و یكى از آنها كه در سال 806 م . نوشته شده ، داستانهاى كهن را در دفاع از طبقه روحانیون نقل مى كند. كتاب دیگرى از قرن دهم است كه فهرستى از عبادات و مناسك و رسوم شینتو، بویژه آداب پرستش امپراطور را شرح مى دهد.
3-3- ریوبو
سرانجام ، آیین بودا در ژاپن در قرن هشتم میلادى كاملا رواج یافت و مقامات كشور آن را پذیرفتند. در آن زمان لازم شد كه میان آیین بومى و قدیم شینتو از یك سو و آیین بیگانه و نورسیده بودایى از سوى دیگر تلفیقى صورت گیرد. در آن هنگام برخى از روحانیون بودایى اعلام كردند در مكاشفات خود دانسته اند كه خدایان باستانى ژاپن در حقیقت هر كدام بودى ستو بوده اند و آنجا ظهور كرده اند. همچنین گفتند اماتراسو یعنى خداى خورشید همان ظهور كامل بودا در كشور ژاپن بوده است . این مكتب را ریوبو، یعنى شینتوى تركیبى نامیدند و به تبلیغ آن پرداختند. بدین شیوه آیین شینتو نوسازى شد و احیا گردید.
4-3- دین رسمى
حدود نه قرن بعد، در قرن هفدهم برخى از رهبران دینى گفتند خوب است آیین شینتوى قدیم احیا گردد و سرانجام در سال 1868 تحول تازه اى در حیات اجتماعى مردم ژاپن پیش آمد و با تردد مسافرانى از آمریكا به ژاپن ، در این كشور به روى جهانگردان باز شد. چندى بعد امپراطور ژاپن شینتو را دین رسمى اعلام كرد و دستور داد نشانه هاى آیین بودا را از آن آیین بزدایند. این كار در آغاز با فشار انجام گرفت ؛ زیرا مردم هنوز هم به آیین بودا علاقه مند بودند. سرانجام در قانون اساسى سال 1889 حق آزادى مطلق دین براى تمام مردم ژاپن به رسمیت شناخته شد، ولى دولت جانب آیین شینتو را مى گرفت .
آیین دولتى شینتو تا سال 1945 كه آمریكا ژاپن را بمباران اتمى كرد و این كشور به اشغال آمریكا در آمد، ادامه داشت و تعالیم آن به گونه اى بود كه جوانان را در مقابل نفوذ تمدن غربى مقاوم مى ساخت . از سال 1945 به بعد، انجام دادن مراسم این آیین اختیارى شده است .
كتابنامه
1- بهار، مهرداد، ادیان آسیایى ، تهران : 1371.
2- حكمت ، على اصغر، تاریخ ادیان ، تهران : انتشارات ابن سینا، 1345.
3- زرین كوب ، عبدالحسین ، در قلمرو وجدان ، تهران : انتشارات سروش ، 1375.
4- كنفوسیوس ، مكالمات ، ترجمه كاظم زاده ایرانشهر، تهران : بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1340.
5- ناس ، جان بى .، تاریخ جامع ادیان ، ترجمه على اصغر حكمت ، تهران : انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1370.
6- هیوم ، رابرت اى .، ادیان زنده جهان ، ترجمه عبدالرحیم گواهى ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، 1373.
6 : ایران باستان
1- آیین مغان
قبل از ظهور زردشت ، یعنى پیش از پادشاهى مادها، بومیان غیر آریایى ایران یعنى داشتند كه آیین مغان نامیده مى شود. كلمه مغ (مگوش ) در زبان قدیم ایران به معناى خادم بوده است . به نظر مى رسد مغان سكنه بومى ایران بوده اند و مانند دراویدیان هندوستان ، پس از ورود آریاییان سرزمین خود را تسلیم آنان كرده اند. واژه المجوس كه در زبان عربى به زردشتیان اطلاق مى شود، از همین كلمه مگوش مى آید.
برخى از پژوهشگران معتقدند كه دوگانه پرستى یعنى ایمان به خداى خیر و خداى شر در دین زردشتى از مغان قدیم ایران آمده است ؛ زیرا در كتاب گاتها كه قدیمترین بخش اوستا و داراى صبغه ایرانى است ، چیزى در مورد دو گانگى یافت نمى شود، ولى از كتابهاى تاریخى بر مى آید كه مغان قدیم دو گانه پرست بوده اند. مغان به رستاخیز نیز ایمان داشتند.
2- مهرپرستى
به عقیده مهرپرستان ، خداى مهر روزى به صورت انسانى در یك غار ظهور كرد و شبانانى كه در آن مكان به چرانیدن گوسفند مشغول بودند، به وى ایمان آوردند. آنگاه خداى مهر، گاو نرى را كشت و خون او را بر روى زمین افشاند. هر جا كه قطره اى از خون او افتاد، سرسبز و بارور شد. وى پس از چند سال به آسمان رفت و روان او پیوسته براى كمك به بندگان خود در زمین آماده است .
از آنجا كه به عقیده مهرپرستان ، خداى مهر در آغاز در غارى ظاهر شد، آنان معابد خود را در غارها مى ساختند و درون آن به پرستش مهر مى پرداختند. برخى از آن معابد متروكه اكنون در بخشهایى از اروپا یافت مى شود.
1- 2- مبادى ، رسوم و عبادات
كسانى كه به دین مهرپرستى روى مى آوردند، لازم بود از هفت مرحله بگذرند و در هر مرحله به وى نامى مى دادند. مثلا در مرحله پنجم او را پارسى و در مرحله ششم آفتاب و در مرحله هفتم پدر مى نامیدند، سپس ‍ مراسم نان و عسل كه یادآور مراسم نان و شراب مسیحیت است ، انجام مى شد و سرانجام وى را با خون گاو تعمید مى دادند.
گفته مى شود بسیارى از اعتقادات و آیینهاى مسیحیت از مهرپرستى گرفته شده است .
3- دین زردشت
هنگامى كه چند قرن بر ورود آریاییان به ایران گذشت این قوم اندك اندك به شهر نشینى روى آوردند و این مساءله در جهان بینى ایشان تاءثیر گذاشت .
در آن روزگار انسان اصلاح گرى بر خاست و آریاییان را كه خواستار ترك خرافات قدیم بودند، به آیین تازه اى دعوت كرد و آیین مغان را برانداخت . این پیامبر مصلح كه خود را فرستاده خداى خوبى و روشنایى معرفى مى كرد، زردشت نام داشت . وى مدعى بود آیین خود را از آهورمزدا دریافت كرده تا جهان را از تیرگیها پاك كند و آن را به سوى نیكى و روشنایى رهنمون شود.
زردشتیان به نامهایى چون گبر و مجوسى و پارسى خوانده مى شوند. كلمه ((گبر)) در زبان سریانى به معناى كافر از از جانب دیگران به آنان اطلاق گردیده و واژه ((المجوس )) در دستور زبان عربى ، اسم جنس جمعى و مفرد آن مجوسى است . ((المجوس )) در قرآن كریم (حج :17) در كنار پیروان ادیان دیگر یافت مى شود. اكثر علماى اسلام زردشتیان را اهل كتاب دانسته اند. احادیثى نیز در این باب موجود است . آیین زردشت حدود یك قرن قبل از میلاد تحول یافت و آن صورت تحول یافته را آیین مزدیسنى مى نامند. مزدیسنا در لغت به معناى ستایش مزداست .
1- 3- سرگذشت زردشت
دانشمندان در مورد وجود تاریخى پیامبر ایران باستان شك دارند، اما بیشتر آنان وجود وى را نفى نمى كنند. زردشت ، زرتشت ، زرادشت ، زراتشت ، زردهشت و كلماتى از این قبیل از واژه ((زرثوشتر))(Zarathushtra) در گاتها (بخشى از كتاب آسمانى زردشت ) مى آید كه طبق نظریه صحیحتر معادل زرد اشتر یعنى دارنده شتر زرد است .
نام پدرش پوروشسب یعنى دارنده اسب پیر، نام مادرش دغدو یعنى دوشنده گاو ماده و نام خاندان وى سپیتمه یعنى سپید نژاد بود.
طبرى مورخ مشهور اسلام و پیروان او زردشت را از فلسطین مى دانند و مى گویند وى از آنجا به ایران آمده است ، اما قول صحیح و معروف آن است كه وى ایرانى و اهل آذربایجان بوده است و محل برانگیختگى او را كوهى نزدیك دریاچه ارومیه مى دانند.(11)
درباره زمان زردشت نیز اختلاف است و زمان وى حتى به 6000 سال قبل از میلاد نیز برده شده است . اما بر اساس نظریه مشهور، وى در سال 660 قبل از میلاد به دنیا آمد و در 630 قبل از میلاد (در سن 30 سالگى ) به پیامبرى مبعوث شد. وى در سال 583 ق .م . در سنن 77 سالگى در آتشكده اى در بلخ (افغانستان ) توسط لشكر قومى مهاجم به شهادت رسید.
گر چه بعثت زردشت در شاهنامه فردوسى آمده است ، اما متاءسفانه آن حادثه در قسمت افسانه اى آن كتاب مذكور است ، به طورى كه درباره گشتاسب (پادشاهى كه زردشت او را دعوت مى كند و به آیین خود در مى آورد) اختلاف است . برخى او را با ویشتاسب پدر داریوش هخامنشى برابر دانسته اند. از سوى دیگر از نظر تاریخى مسلم است كه ویشتاسب نه یك پادشاه ، بلكه استاندارى بوده است .
2-3- تعالیم زردشت
در آیین زردشت سه اصل عملى گفتار نیك ، پندار نیك ، كردار نیك وجود دارد كه مانند آن را در ادیان مختلف مى یابیم . از جمله در اسلام آمده است : ((الایمان قول باللسان و اقرار بالجنان و عمل بالاركان .))
احترام به آتش به عنوان یكى از مظاهر خداى روشنایى و افروخته نگه داشتن آن و انجام مراسمى خاص در اطراف آن در معابدى به نام آتشكده مشخصترین ویژگى این آیین است . همچنین آبادانى ، كشاورزى دامدارى و شهرنشینى مورد ستایش قرار گرفته است . احترام به حیوانات ، مخصوصا سگ و گاو، همچنین خوشرفتارى با مردم نیز جایگاهى به حیوانات ، مخصوصا سگ و گاو، همچنین خوشرفتارى با مردم نیز جایگاهى ویژه دارد. برخى از آداب و رسوم سرزمین ما از قبیل مراسم چهارشنبه سورى و سوگند خوردن به روشنایى چراغ و چیزهاى دیگر با تعالیم زردشتى ارتباط دارد.
همچنین برخى زندیقان قرون نخست اسلام گرایشهاى زردشتى داشتند.
3-3- اوستا
كتاب آسمانى زردشتیان اوستا نام دارد كه به معناى اساس و بنیان و متن است . این كتاب به خط و زبان اوستایى نوشته شده است كه به ایران باستان تعلق دارد و با زبان پهلوى و سانسكریت همریشه است . به عقیده بسیارى از محققان ، خط اوستایى در دوره ساسانیان (226 - 641 م .) پدید آمد و اوستا كه قبلا در سینه ها بود، به آن خط كتابت شد و به قولى این كار پس از ظهور اسلام صورت گرفته است .
زردشتیان و پژوهشگران بر این مساءله اتفاق دارند كه اوستا در اصل بسیار بزرگتر بوده است كه به عقیده برخى روى 12000 پوست گاو نوشته بود. اوستاى كنونى داراى 83000 كلمه است و احتمالا اصل آن داراى 345700 كلمه (یعنى چهار برابر) بوده است . اوستاى اصلى به 21 نسك (كتاب یا بخش ) تقسیم مى شد و اوستاى كنونى نیز 21 نسك است .
اوستا 5 بخش دارد:
1- یسنا (= جشن و پرستش )؛ قسمتى از این بخش گاتها نامیده مى شود (به معناى سرود). این بخش كه مشتمل بر ادعیه و معارف دینى و معروفترین قسمت اوستاست ، به خود زردشت نسبت داده مى شود، در حالى كه سایر قسمتهاى اوستا را به پیشوایان دین زردشت نسبت مى دهند؛
2- ویسپرد (= همه سروران ) مشتمل بر نیایش ؛
3- وندیداد (= قانون ضد دیو) درباره حلال و حرام و نجس و پاك ؛
4- یشتها (= نیایش سرود و تسبیح )؛
5- خرده اوستا (= اوستاى كوچك ) درباره اعیاد و مراسم مذهبى و تعیین سرودهاى آنها زردشتیان ، علاوه بر اوستا، تفسیرى به نام زنداوستا و كتب مقدس دیگرى به زبان پهلوى دارند.
4-3- داستان خلقت و دو گانه پرستى
كسى نمى داند گرایش زردشتیان به خدایان دو گانه (خداى نیكى و خداى بدى یا خداى روشنایى و خداى تاریكى ) در چه عصرى آغاز شده است . در قسمت گاتها (از یسناى اوستا) كه به خود زردشت نسبت داده مى شود، اهریمن در برابر خرد مقدس صف آرایى مى كند و نه در برابر آهورمزدا كه خداى واحد و فوق پروردگاران روشنایى و تاریكى است . همچنین گروهى از زردشتیان به نام زروانیان در عصر ساسانى پدید آمدند كه معتقد به خداى یكتا به نام زروان بودند و او را از خداى روشنایى و تاریكى برتر مى شمردند. این فرقه پیروان بسیارى در ایران آن روز داشته است .(12)
5- 3- خدایان
با مطالعه در آیین زردشت معلوم مى شود كه وى در میان ایرانیان به اصلاح دینى قیام كرده و خرافات مذهب باستانى آریاییان را مورد حمله قرار مى داده است . از جمله آنكه وى از آهور مزدا تبلیغ مى كرده و خدایان قوم خود را كه دئوه (= دیو) خوانده مى شده اند، باطل مى دانسته و آنها را خداى دروغ دوستان مى نامیده است .
در آیین زردشت ، آهور مزدا 6 دستیار دارد كه به منزله فرشتگان ادیان ابراهیمى هستند. آن دستیاران را امشاسپندان یعنى جاویدان مقدس ‍ مى نامند. آنها رهبرى دارند به نام سپنتامئنیو یعنى خرد مقدس و نامهاى خودشان از این قرار است :
1- وهومن (Vohuman)؛
2- اشه وهیشته (Asha-vahishta)؛
3- خشتره وائیریه (Xshathra-vairya)؛
4- سپنته ارمئیتى (Spenta-armaiti)؛
5- هئورتات (Haurvartat)؛
6- امرتات (Ameretat).
پس از آنها یزتها قرار دارند كه 30 عدد از آنها معروفند. اینها تشكیلات خرد مقدس هستند. در مقابل ، اهریمن هم تشكیلاتى دارد.(13)
طبق آیین زردشت دوره كهن كنونى جهان 12000 سال است . خداى نیكى مدت 3000 سال بر جهان حكمرانى مى كرد و در این مدت خداى بدى در تاریكى به سر مى برد. پس از این مدت خداى بدى از تاریكى بیرون آمد و با خداى نیكى روبرو شد. خداى نیكى به وى 9000سال مهلت داد كه با او مقابله كند. وى اطمینان داشت كه سرانجام خود او به پیروزى خواهد رسید. در این زمان هر دو به آفریدن نیك و بد آغاز كردند و بدین گونه با یكدیگر به مبارزه برخاستند. پس از 3000 سال زردشت آفریده شد و از این زمان به بعد توازن قوا به نفع خداى نیكى گرایید و به سیر صعودى خود ادامه داد.
6- 3- آخر الزمان
در هزاره گرایى زردشتى (Millennialism Zoroastrean)انتظار ظهور سه منجى از نسل زردشت مطرح است . این منجیان یكى پس از دیگرى جهان را پر از عدل و داد خواهند كرد.
1- هوشیدر، 1000 سال پیش زردشت ؛
2- هوشیدرماه ، 2000 سال پس از زردشت ؛
3- سوشیانس (یا سوشیانت )، 3000 سال پس از زردشت كه با ظهور او جهان پایان مى یابد.
7- 3- بقاى روح
زردشتیان به جاودانگى روح عقیده دارند. آنان مى گویند روان پس از ترك جسم تا روز رستاخیز در عالم برزخ مى ماند. همچنین آنان به صراط، میزان اعمال ، بهشت و دوزخ معتقدند. بهشت آیین زردشت چیزى مانند بهشت اسلام است ، ولى به خاطر مقدس بودن آتش ، دوزخ زردشتى جایى بسیار سرد و كثیف است كه انواع جانوران در آن ، گناهكاران را آزار مى دهند.
8- 3- وضع كنونى
بیش از هزار سال است كه زردشتیان ایران به بمبئى هندوستان كوچیده اند و اكنون حدود صد و پنجاه هزار نفر از آنان در آن سامان زندگى خوبى دارند و پارسى نامیده مى شوند حدود پنجاه هزار نفر از ایشان نیز در یزد، كرمان و تهران سكونت دارند.
افراد برجسته اى در گذشته از این اقلیت كوچك برخاسته اند، مانند ارباب كیخسرو شاهرخ نماینده زردشتیان در مجلس شوراى ملى در عصر شهید مدرس (ره ). وى كه كه صندوقدار مجلس بود به درستكارى و بى آلایش ‍ شهرت داشت . شهید مدرس (ره ) یك بار در مجلس گفته بود: ((در این مجلس فقط یك مسلمان وجود دارد و آن هم ارباب كیخسرو است !.))(14)
زردشتیان قومى تحصیل كرده و با فرهنگ هستند و همواره رفتارشان با دیگران خوب بوده است .
4- مانویت
مانویت در فاصله میان ظهور مسیحیت و اسلام پدید آمد و در مدت كوتاهى فراگیر شد و پیروانى پرشور و با اخلاق گرد آورد. این تركیبى است از اعتقادات صابیان ، بوداییان ، زردشتیان و مسیحیان . اصول عرفانى و انسانى این آیین به گسترش آن شتاب داد و آن را در شرق تا چین و در غرب تا مركز اروپا پیش برد. حاكمان ایران و روم و سرزمینهاى دیگر با مانویان از در خصومت در آمدند و دسته دسته آنها را كشتند و سرانجام ، محكمه تفتیش اروپا آخرین گروه مانویان را در سیزدهم میلادى نابود كرد.
1 - 4- سر گذشت مانى
مانى در یك خانواده ایرانى در شهر بابل به سال 216 م . متولد شد. پدرش ‍ پاتك نامیده مى شد كه از همدان به بابل رفته و آیین صابیان را پذیرفته بود.
مانى در سال 228 م . ادعاى رسالت كرد و براى تبلیغ آیین خود به سرزمینهاى مختلف رفت . وى به سال 243 م . هنگام تاجگذارى شاپور اول نزد او آمد و وى را به دین خود دعوت كرد. شاه از او استقبال كرد او نیز كتابى به پهلوى ساسانى نوشت و آن را شاپورگان نامید. وى براى تبلیغ دین خود به آسیاى میانه نیز سفر كرد و پس از بیست سال در زمان بهرام اول به ایران بازگشت . این پادشاه با مانى دشمنى كرد و او را در سال 274 م . كشت .
پیروان مانى پس از او مانویت را تبلیغ كردند و حتى آن را به قسمتهایى از اروپا و چین گسترش دادند. بیشتر مانویان در آسیاى میانه بودند. این آیین بر اثر فشار زردشتیان و مسیحیان ضعیف شد و پس از چندى با گسترش اسلام تقریبا از میان رفت . اقلیتهایى از مانویان در مناطقى مانند بوسنى هرزگوین تا قرنها باقى ماندند و سرانجام نابود شدند.
برخى از نهضتهاى ملى ایرانیان در قرون نخست اسلام از مانویت الهام مى گرفت همچنین برخى زندیقان قرون نخست اسلام گرایشهاى مانوى داشتند.
2- 4- منابع مانوى
بسیارى از منابع مانوى قرنها پس از ظهور اسلام وجود داشته و مطالبى از آنها در كتب تاریخى قدیم نقل شده است . این كتابها اندك اندك از میان رفت تا اینكه اخیرا مقدار زیادى از آثار مانوى در شهر تورفان در تركستان چین از خاك بیرون آمد و بر اطلاعات ما در باب مانویت افزود.


نوشته شده توسط :سید مجتبی مکبر
5 شهریور 92-07:06 قبل از ظهر
نظرات() 

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






ساعت مچی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات