ما به آمریکا اعتماد نداریم
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

صفحات جانبی

نویسندگان

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ


حدیث تصادفی


Up Page
کد پرش به بالای صفحه وب
Admin Logo
themebox

بقیه ادیان ابتدایی
 - 3- پیدایش فلسفه
حدود پنج قرن پیش از میلاد، فیلسوفان بزرگى در یونان پیدا شدند و افكار تازه اى مطرح كردند. معروفترین آن فیلسوفان سقراط و شاگردش افلاطون و شاگرد این فیلسوف ارسطو بودند. اندیشه هاى ارسطو قریب دو هزار سال در مجامع علمى اروپا و جهان اسلام رواج داشت و كمتر كسى به خود اجازه مى داد آنها را نقد كند. با آنكه فلسفه یونان و اندیشه هاى ارسطو عظمت پیشین خود را از دست داده است ، هنوز هم دانشمندان هنگام طرح مسائل فكرى از اشاره به سابقه آن در یونان و آثار افلاطون و ارسطو گزیرى ندارند. فیلسوفان یونان براى اندیشه هاى خود از اساطیر بهره زیادى برده اند و هم اكنون مجموعه آثار افلاطون از نام خدایان گوناگون انباشته است .
آنان به بسیارى از سروده هاى حماسى قدیم كه صفات ناپسند را به خدایان نسبت مى دادند، اعتراض داشتند. اندیشه هاى افلاطون در مورد خداشناسى موجب گردید كه او را افلاطون الهى (DivinePlato) بنامند. ارسطو محرك اول را مطرح كرد كه به عقیده فیلسوفان موحد به خداى ادیان توحیدى نزدیك است .
4-3-عقاید عامه
در همین دوره فكر توده مردم نیز تحول یافت و آنان معتقد شدند كه خداى زئوس بالاى كوه المپ نشسته است و سایر خدایان گرداگرد او هستند. ایشان به حیات پس از مرگ عقیده نداشتند، ولى براى سعادت دنیوى ، بتهایى را مى پرستیدند. این بتها مظهر خدایان و قهرمانان اساطیرى بودند و كاهنانى داشتند.
4-روم
یكى از كشورهاى بسیار باشكوه و قدرتمند جهان باستان روم بود كه بخش ‍ مهمى از اروپا، تركیه و شام را شامل مى شد. رومیان از گذشته هاى دور تاكنون در معمارى ، نقاشى ، مجسمه سازى ، ادبیات و فنون كشور دارى سر آمد بودند. رومیان سه قرن پس از میلاد مسیح (علیه السلام ) به مسیحیت گرویدند و براى ترویج آن ، از تمدن باستانى خود بسیار سود جستند.
1-4- آیین رومیان قدیم
رومیان قدیم آیینى ساده و ابتدایى داشتند. همه رومیان خداى دیانا را كه معبدش در كوههاى نزدیك رم بود، مى پرستیدند و هنگام جشنهاى سالیانه به معبد او روى مى آوردند. یكى از اعمال دینى آنان صرف خوراك مقدسى بود كه با آتش مقدس پخته مى شد و خداى آتش در آن سهم داشت . تهیه این غذا و صرف آن طبق آیینهاى معینى بود كه شرح آن به طول مى انجامد (اصولا استفاده از خوراك در ادیان معمول بوده و عشاى ربانى در مسیحیت باقیمانده آن است ).
2-4- نوما
آیین نوما (Numen) یعنى روح ، براى هر چیز از انسان و حیوانات و جانوران و جمادات و مظاهر طبیعت ، روحى مى شناخت . بعضى از این ارواح نیكوكار و برخى بدكار بودند. این ارواح كه بعدا جنبه الوهیت پیدا كردند، طبیعتى مبهم و نامشخص داشتند. رومیان در دوره هاى بعد براى آنها شخصیت قائل شدند و درباره آنها اساطیرى ساختند.
3-4- خدایان رومى
رومیان نیز خدایان بى شمارى داشتند كه نام برخى از آنها از این قرار است : ژوپیتر، جانوس ، مارس ، وستا، نپتون ، ولكان ، ونوس ، آپولو، مینروا، هركول .
4-4- ژوپیتر
ژوپیتر معادل زئوس یونانیان و به معناى زئوس پدر است . وى خداى نور و رعد و برق و صاعقه بود. روزهایى كه ماه به شكل بدر مى شد، به پرستش او اختصاص داشت .
5-4- مراسم دینى
مراسم دینى رومیان عبارت بود از پرستش امپراطور و تقدیم قربانى و برگزارى جشنهایى براى خدایان .
كتابنامه
1- مصطفوى ، على اصغر، اسطوره قربانى ، تهران : انتشارات بامداد، 1369.
2- زرین كوب ، عبدالحسین ، در قلمرو وجدان ، تهران : انتشارات سروش ، 1375.
3- ناس ، جان بى .، تاریخ جامع ادیان ، ترجمه على اصغر حكمت ، تهران : انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1370.
4- حكمت ، على اصغر، تاریخ ادیان ، تهران : انتشارات ابن سینا، 1345.
5- ژیران ، ف .، فرهنگ اساطیر یونان ، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران : 1375.
6- شى یرا، ادوارد، الواح بابل ، ترجمه على اصغر حكمت ، تهران : شركت انتشارات علمى و فرهنگى ، 1375.
7- مك كال ، هنریتا، اسطوره هاى بین النهرینى ، ترجمه عباس مخبر، تهران : نشر مركز، 1373.
8- دوكولانژ، فوستل ، تمدن قدیم ، ترجمه نصرالله فلسفى ، تهران : 1309.
9- فاطمى ، سعید، اساطیر یونان ، تهران : انتشارات دانشگاه تهران : 1375.
4- هندوستان
حدود 3500 سال پیش قومى كه خود را آریا (Arya) یعنى نجیب و شریف مى خواندند، از آسیاى مركزى به اطراف رود سند (در جنوب پاكستان كنونى ) مهاجرت كردند و با پیشروى به سوى مشرق ، سرزمینى را كه بعدا هندوستان نامیده شد، در معرض تاخت و تاز خود قرار دادند. در همان روزگار دسته اى دیگر از قوم آریا به سرزمینى مهاجرت كردند كه پس از آن ایران نام گرفت . دسته هاى دیگرى از قوم آریا در اروپا منتشر شدند.
اگر چه درباره زبان اصلى اقوام آریایى چیزى نمى دانیم ، اما زبانهاى پس از مهاجرت آنان كه زبانهاى هند و اروپایى نامیده مى شود، با یكدیگر قرابت دارند. زبان قوم آریایى هندوستان سانسكریت (Sam-skrita) یعنى خوش ‍ تركیب خوانده مى شود كه با زبان اوستایى همچنین پارسى باستان و زبانهاى اروپایى خویشاوندى دارد و این قرابت كمك زیادى به دانش ‍ زبان شناسى كرده است . مثلا حرف ((ه -)) در برخى از واژه هاى پارسى در برابر حرف ((س )) در سانسكریت قرار دارد: مانند واژه ((هند)) در برابر ((سند)) (Sindhu) و مانند ((هومه ))، گیاه مقدس زرتشتیان كه معادل ((سوما)) (Soma)، گیاه مقدس هندوان است .
1- هندوئیسم
آیین هندو در قدیم دین برهمایى خوانده مى شد كه به برهما، خداى هندوان اشاره مى كرد. هندوئیسم شكل تكامل یافته آنیمیسم است و به همین دلیل بنیانگذار آن شناخته شده نیست . این آیین گونه اى فرهنگ ، آداب و سنن اجتماعى است كه با تهذیب نفس و ریاضت همراه شده و در تمدن و حیات فردى و جمعى مردم هندوستان نقش بزرگى داشته است .
1-1-مردم هند پیش از هجوم آریاییها
پیش از مهاجرت آریاییها به ایران و هند، مردم این سرزمینها قومى كوتاه قامت و سیاه چرده بودند كه فرهنگ و دین و مراسم مخصوص خود را داشتند و تمدن آنان در سطح تمدن بین النهرین بود. این قوم در ایران تقریبا به طور كامل از میان رفتند، ولى در هندوستان به طرف جنوب آن كشور رانده شدند و اكنون به نام قوم دراویدى (Dravidians) شناخته مى شوند و گروه بزرگى از اینها به نام نجسها(Untouchables) معروفند كه درباره ایشان سخن خواهیم گفت . حفاریهاى باستانشناسان در منطقه اى به نام موهنجودارو (Mohenjo-Daro) در كرانه رود سند (پاكستان )، آثار عظیمى از تمدن آنان را نشان داده است . از این كشفیات بر مى آید كه برخى از خدایان آیین هندو قبل از ورود آریاییان در هندوستان وجود داشته اند.
2-1- اصول دین هندو
اصول دین هندو عبارت است از اعتقاد و احترام به كتابهاى باستانى و سنتهاى دینى برهمنان و پرستش خدایانى كه به ظهور آنها در دوره هاى قدیم عقیده دارند. اعتقاد به تناسخ و رعایت مقررات طبقات اجتماعى در معاشرت و ازدواج ، همچنین احترام به موجودات زنده ، مخصوصا گاو از اصول آن دین است .
لفظ ((ام )) (Om) به معناى آمین براى هندوان بسیار تقدس دارد و از سویى اسم اعظم الهى به شمار مى رود و از این نظر به اسم اعظم یهوه در دین یهود شباهت دارد.
3-1- خدایان ودایى
هندوان به عده بى شمارى از خدایان آسمانى و زمینى با اسما و صفات عجیب و غریب معتقدند و به آنها كرنش مى كنند و براى هر یك بتخانه هاى با شكوهى مى سازند. این خدایان با هم خویشاوندى سببى و نسبى دارند و ویژگیهاى جسمى و روحى هر یك به تفصیل و با ذكر جزئیات در كتب مقدس و فرهنگ دینى هندوان آمده است . اعتقاد به جلوه گرى خدایان به شكل انسان و حیوان در ادوار مختلف ، نیز بسیار جلب نظر مى كند دسته بندى خدایان در ارتباط با طبقات اجتماعى نیز معهود است . برخى از معروف ترین خدایان هندو عبارتند از:
اگنى (Agni) یعنى آتش ؛
وارونا (Varuna) یعنى آسمان ؛
ایشوار (Isvara) یعنى قادر متعال ؛
رودرا (Rurdra) یعنى وحشتناك ؛
راما (Rama) یعنى دلپذیر؛
كریشنا (Krishna) یعنى آبى پر رنگ ؛
یاما (Yama) یعنى ارابه ران معادل جم در آیین زردشت ) كه خداى حاكم بر ارواح مردگان است .
اشوین (Asvin) یعنى اسب سوار عنوان دو تن از فرشتگان آیین هندو است . هندوان معتقدند كه این پزشكان آسمانى براى انسان تندرستى ، نیكبختى و دارایى به ارمغان مى آورند.
پرستندگان بت مؤ مث زشت و بد تركیب كالى (Kali) به معناى سیاه معتقدند هدایاى ویژه این بت را باید از طریق راهزنى به دست آورد و تقدیم بتخانه كرد. البته باید توجه داشت كه معمولا بتان را بسیار زیبا مى سازند تا آنجا كه بت در شعر فارسى كنایه از محبوب زیبا است .
4-1- كتابهاى مقدس
ادعیه و آیینهاى هندوان در مجموعه اى به نام وداها(Vedas)به معناى دانش ، به زبان سانسكریت گرد آمده است و به آن شروتى (Sruti)یعنى وحى و الهام و علوم مقدس موروثى لقب مى دهند. پژوهشگران تاریخ تصنیف وداها را بین 1400 تا 1000 ق .م .
مى دانند، و بر این اساس سالهاى 1500- 800 ق .م . را دوره ودایى مى خوانند.
چهار ودا وجود دارد، به این شرح :
1- ریگ ودا(Rig-veda)یعنى وداى ستایش ؛
2- یجور ودا(Yajur-veda)یعنى وداى قربانى ؛
3- سام ودا(Sama-veda)یعنى وداى سرودها؛
4- اتهرو ودا(Atharva-veda) یعنى وداى اتهروان (نام نویسنده این ودا).
در زمانهاى بعد برهمنان شرح و تفسیرهایى بر بوداها نوشتند؛ از این رو هر یك از وداها داراى دو بخش است :
نخست : منتزها(Mantaras)كه عبارت است از متن اورادى در ستایش آتش ، خورشید و سایر مظاهر طبیعت و دعاهایى براى فراخى روزى ، بارورى ، بخشایش گناهان و غیره .
دوم : براهمناها(Brahmanas)كه مناسبتهاى آن اوراد را تعیین مى كند. پژوهشگران سالهاى 800 ق .م . تا 500 ق .م . را دوره برهمنى مى نامند.
كتابهاى دینى ، فلسفى ، عرفانى و ادبى بى شمارى در میراث فرهنگى هندوستان وجود دارد كه به زبانهاى مختلف ترجمه شده و از جمله آنها معروف كلیله و دمنه است كه در سانسكریت پنچاتنتر(Panca-tantra) یعنى پنج بخش خوانده مى شود.
كتابهاى مهابهاراتا(Maha-bharata) و رامایانا(Ramayana) با محتواى اساطیرى رزمى و بزمى از احترام ویژه اى برخوردارند. كتب دینى و ادبى یاد شده به همه زبانهاى زنده جهان (و از جمله فارسى ) ترجمه شده اند.
كتاب بسیار معروف و جذاب بهگودگیتا (Bhagavad-gita) یعنى سرود (خداى ) مجید در بخشى از مهابهاراتاست كه مستقلا مورد توجه قرار گرفته است . این كتاب گاهى به تخفیف گیتا نامیده مى شود، در باب اخلاص ‍ (Bhakti) سخن مى گوید و در اهمیت كتاب یاد شده همین بس كه به طور مكرر به هر یك از زبانهاى زنده جهان ترجمه شده و دست كم شش ترجمه فارسى از آن موجود است .
است . این كتاب گاهى به تخفیف گیتا نامیده مى شود، در باب اخلاص ‍ (Bhakti) سخن مى گوید و در اهمیت كتاب یاد شده همین بس كه به طور است . این كتاب گاهى به تخفیف گیتا نامیده مى شود، در باب اخلاص ‍ سخن مى گوید و در اهمیت كتاب یاد شده همین بس كه به طور مكرر به هر یك از زبانهاى زنده جهان ترجمه شده و دست كم شش ترجمه فارسى از آن موجود است .
این رساله مكالمات كریشنا با شاهزاده اى به نام آرجونا (Arjuna) یعنى روشن را در بر دارد. رساله یاد شده ظاهرا در قرن اول میلادى در روزنامه بزرگ مهابهاراتا گنجانیده شده است و نزد هندوان از هر كتاب دینى و عقلى دیگر محبوبتر و محترمتر به شمار مى رود. نظم آن كتاب یك دست نیست ، ولى نیروى ذوق و شوقى كه در طى كلمات آن نوشته اعجاب انگیز وجود دارد، هزاران تن را دلباخته و فریفته خود ساخته است .
راز موفقیت گیتا در این است كه مى كوشد اثبات كند راه حقیقى نجات و رستگارى در طریقه اخلاص قرار دارد و براى بیان این امر از داستانى كمك مى گیرد. آرجونا سوار بر ارابه سلطنتى براى جنگیدن با عموزادگان خود به سوى میدان مى رود و راننده ارابه كه خداى پهلوانى یعنى كریشنا است و در كنار او نشسته است ، وى را به رزم و نبرد تشویق مى كند. شاهزاده دل به جنگ با خویشاوندان خود نمى دهد. در حالى كه سرداران سپاه خصم یعنى عموزادگان او در شیپور جنگ مى دمند، به راننده فرمان مى دهد كه ارابه او را در وسط رزمگاه در محلى قرار دهد كه بتواند كوشش و رزم آورى هر دو سپاه را به درستى مشاهده كند، ولى همین كه خویشان و عموزادگان و بزرگان قوم را در حال پیكار و خونریزى مى بیند، دل او از پشیمانى و اندوه لبریز مى گردد.
وى درد و رنج خود را با كریشنا راننده ارابه در میان مى گذارد و از گرانى اندوه ، تیر و كمان را از دست بر زمین مى افكند.
كریشنا او را بر این كم دلى سرزنش مى كند و دوباره وى را بر جنگ و نبرد برمى انگیزاند. در این هنگام بین آن دو یك سلسله مكالمات رد و بدل مى شود. در مرحله اول كریشنا او را به انجام وظایفى كه در برابر صنف و طبقه خود دارد متوجه مى سازد و به او خاطر نشان مى كند كه انجام فرائض ‍ اجتماعى بر هر كارى مقدم است و نتایج و عواقب آن هر چه باشد، باید آنها را به عمل آورد و نباید پاداش و سزایى توقع داشت . ارجونا وظیفه خود را به یاد مى آورد كه باید به عنوان یك شاهزاده از افراد طبقه كشاتریا جنگجویى و رزم آورى پیشه كند. آنگاه وى پاى به میدان نبرد مى گذارد و اعتراف مى كند كه تهاون و سستى در انجام این واجب صنفى و فریضه مذهبى گناهى بزرگ است . از سوى دیگر اگر به جنگ بپردازد و كشته شود روان او رستگارى یافته ، به آسمان صعود خواهد كرد، و اگر پیروز گردد، بر تخت پادشاهى خواهد نشست . علاوه بر این میدان جنگ جاى تاءسف و غم خوردن براى كشتگان و قربانیان نبرد نیست ، زیرا اگر چه جسم آنان هلاك مى شود، ولى روحشان جاویدان ؛ باقى و برقرار است .
در یكى از قطعات گیتا سخنان زیر آمده كه تعالیم اوپانیشادها را در مساءله وحدت الوهیت بیان مى كند و از این نظر قابل توجه است . كریشنا مى گوید:
من برهما هستم ، همان خداى واحد ازلى ...
قربانى منم ، دعا و نماز منم .
طعام خیرات مردگان منم .
این جهان بى پایان منم .
پدر و مادر و نیاكان و نگاهبانان و منتهاى معرفت همه منم .
آنچه در زلالى آب و روشنایى آفتاب تصفیه مى شود،
آن كلمه ((ام )) منم .
و منم كتابهاى ریگ ودا، سام ودا، یجور ودا،
طریقت ، شریعت ، مربى ، خداوندگار و قاضى ، شاهد، صومعه و پناهگاه ،
دوست و دشمن ، سرچشمه حیات و دریاى زندگانى .
هر آنچه بر مى آید و هر آنچه فرو مى رود،
بذر و برزگر و فصول و درو همه منم .
مرگ منم و زندگانى منم .
اى ارجونا، حیات این جهان كه مى بینى ،
و حیات آن جهان كه نمى بینى ، همه منم و بس ...
5-1- فرهنگ و تربیت ودایى
حدود قرن 6 ق .م . در اوج اقتدار روحانیان هندو، كه برهمن (Brahmana) نامیده مى شوند، نظام طبقاتى شدیدى پذیرفته شد كه مدت 2500 سال سایه سهمگین خود را بر كشور پهناور هندوستان افكنده بود و هنوز هم بقایاى آن وجود دارد. پژوهشگران طبقات اجتماعى را كاشت (Caste) مى خوانند كه واژه اى پرتغالى و به معناى نژاد است . در این نظام چهار كاشت اصلى وجود داشت :
1- برهمان (Brahmanas)، طبقه روحانیون ؛
2- كشاتریاها (Kshatrias)، طبقه شاهان ، شاهزادگان و جنگاوران ؛
3- ویشیاها (Vaisyas)، طبقه بازرگان و دهقانان ؛
4- شودراها (Sudras)، طبقه كارگران .
معاشرت افراد یك طبقه دیگر شرعا و عرفا ممنوع بود، به خصوص طبقه اخیر كه هر گونه تماس ، حتى نگاه كردن افراد طبقات بالا به این گروه ، گناه كبیره شمرده مى شد.
فروتر از این چهار طبقه ، گروهى از بومیان غیرآریایى هندوستان بودند كه نجسها (Untouchables) نامیده مى شدند. افراد این طبقه به هیچ وجه حق نداشتند در محله هاى آن طبقات چهارگانه تردد كنند و هر گاه از باب ضرورت براى حمل زباله و كناسى به اماكن آنان مى رفتند، موظف بودند با صداى بلند حضور خود را اعلام كنند كه مبادا نگاه افراد طبقات بالا به این گروه بیفتد. در این صورت ، بیننده باید با غسل خود را طاهر كند داد و ستد نیز از راه دور، با گذاشتن پول در مكانى و تقاضاى متاع با فریاد و اختفاى كامل انجام مى گرفت ...
گوش دادن به تلاوت كتابهاى مقدس نیز بر آنان حرام بود و اگر فردى از ایشان در این مورد استراق سمع مى كرد، براى مجازات ، سرب مذاب در گوش او مى ریختند.
عجیب تر اینكه افراد طبقه نجسها به این وضع خو گرفته ، آن را حق مى پنداشتند و باور داشتند كه این تیره بختى زاییده بدكردارى آنان در زندگانى پیشین است كه از طریق تناسخ آن را دریافت كرده اند. هر گونه اقدامى براى كم كردن فاصله طبقات چهارگانه (و حدود 2000 طبقه فرعى كه به تدریج در ضمن آن چهار طبقه پدید آمده ) و دفاع از نجسها، خلاف شرع و غیرمقبول بود. البته این سنت اجتماعى در سال 1955 رسما لغو شد و تنها جلوه هایى از آن باقى است .
رود خروشان و پر بركت گنگ (Ganga) به معناى تندرو كه در بخش بزرگى از هندوستان جریان دارد، از تقدس بالایى برخوردار است و غسل كردن در آن ، به خصوص درشهر بنارس (Benares)، عبادتى مهم شمرده مى شود. نیلوفر (Padma) نیز بسیار مقدس است .
قربانى و بویژه قربانى اسب (Asva - medha) كه قبلا به عنوان یك عمل عبادى میان آنان معمول بود، بعدا به منظور برآورده شدن حاجات انجام مى گرفت .
اهیمسا (A- hinsa) به معناى پرهیز از آزار جانداران اصل مهمى است كه در زمانهاى بعد، تحت تعالیم مهاویرا مورد توجه قرار گرفت و تاكنون به شدت رعایت مى شود. این آموزه خوردن گوشت حیوانات را عملى غیر اخلاقى مى داند و این مساءله اثر عجیبى بر شیوه زندگى هندوان باقى گذاشته است .
هندوان جسد مردگان خود را مى سوزاند و خاكستر آن را بر روى گنگ بر باد مى دهند. قبلا سنت مذهبى این بود، كه هنگام سوزاندن جسد مرد متوفى ، همسر وى نیز به نشانه وفادارى میان توده هاى هیزم مى خوابید و همراه شوهر مى سوخت و براى تشویق زنان به این امر به وى لقب ستى (Sati) به معناى بانوى وفادار و بافضیلت عطا مى شد. (این واژه سانسكریت در فارسى و عربى براى تجلیل از بانوان بسیار برجسته به كار مى رود.) اگر احیانا زنى تاب و تحمل این فداكارى را در خود نمى یافت پس از مرگ شوهر موى سر خود را مى تراشید و جلاى وطن مى كرد. زنده سوزاندن زوجه را انگلیسیها پس از استعمار هندوستان در سال 1829 م . ممنوع كردند و از این منع كمتر تخلف شده است . صائب تبریزى در اشاره به این سنت مى گوید:
چون زن هندو كسى در عاشقى مردانه نیست
سوختن بر شمع خفته كار هر پروانه نیست
6-1- فلسفه اوپانیشادها
در دوره برهمنى (سالهاى 800 ق .م . تا 500 ق .م .) آیین قربانى به افراط گرایید و با توسعه آن مسائل عمیق دینى به فراموشى سپرده شد. قربانى اسب و چیزهاى دیگر آسیب شدیدى به اقتصاد كشور وارد آورد و خزانه پادشاه را تهى كرد. از این رو، برهمنان چاره كار را در اصلاح دین دیدند و بدین منظور براهمناها را پدید آوردند كه مشتمل بر دو بخش است :
الف ) آرنیاكاها (Aranyakas) یعنى جنگل نامه ، مشتمل بر مسائل مورد نیاز اهل ریاضت ؛
ب ) اوپانیشادها (Upanishads) به معناى نزدیك نشستن ، كنایه از آموختن اسرار دین .
اوپانیشادها شهرت زیادى پیدا كرد. این كتاب را براى نخستین بار شاهزاده دانشمند، هنرمند و عارف ، داراشكوه عرفان اسلامى و هندویى ، در 1067 ه -.ق . به زبان فارسى ترجمه كرد و آن را سراكبر نامید. (نخستین آشنایى غریبان با اوپانیشاد از طریق همین ترجمه بود.)
اوپانیشاد به نام ودانتا (Vedanta) به معناى پایان وداها نیز خوانده مى شود. این كتاب بطون وداها را مى شكافد و توجه مردم را از آداب و رسوم ظاهرى به اسرار درونى و مفاهیم باطنى جلب مى كند. كتاب یاد شده شهرت جهانى دارد، تا آنجا كه برخى مطالب توحیدى آن در المیزان نوشته علامه طباطبایى آمده است .(1)
7-1- خدایان سه گانه
آریاییان هندوستان مانند سایر مشركان به خداى حقیقى جهان نیز معتقد بودند و او را برهما (Brahman) به معناى قائم بالذات و ازلى و ابدى مى نامیدند. آنان در آغاز بت و بتخانه نداشتند و مراسم عبادى خویش را در فضاى باز مى دادند و به خدایانى مذكر كه معمولا نماد اجرام آسمانى بودند، عقیده داشتند. در دورانهاى بعد بتهایى بى شمار و بتخانه هایى باشكوه و گوناگون ساختند و خدایانى مانند الهه مادر، الهه زمین ، مار كبرا و غیره را به مجموعه خدایان خود مى افزودند.
خدایان تثلیث هندو (Trimurti Hindu) عبارتند از:
1- برهما (Brahman)، خداى ایجاد كننده (كه قبلا اشاره شد)؛
2- شیوا (Siva) خداى فانى كننده كه مجسمه چهار دست و در حال رقص او فراوان است . رقص شیوا نقش او را در ایجاد و انهدام نشان مى دهد؛
3- ویشنو (Vishnu) خداى حفظ كننده . جلوه هاى دهگانه این خدا براى مردم در طول تاریخ عبارت است از: ماهى ، لاك پشت ، گراز، موجود نیمه آدم و نیمه شیر، كوتوله ، راما (Rama)ى تبر به دست ، راما، كریشنا (Krishna)، بودا (Buddha) و كلكى (Kalki).(2)
آیین هندو فرقه هاى بى شمارى دارد كه با یكدیگر در صلح و صفا به سر مى برند. پیروان هر یك از این فرقه ها بر جنبه خاصى از دین تاءكید مى كنند و معمولا به یكى از خدایان روى مى آورند. طرفداران هر یك از شیوا و ویشنو جمعیت بزرگى را تشكیل مى دهند.
شیواپرستان عورت شیوا را نیز مى پرستند و آن را لینگا (Linga) مى نامند. مجسمه هاى لینگا و معابد آن نیز فراوان است .
از جمله 12 بتخانه بزرگ و باشكوه كه به افتخار لینگا و براى پرستش آن بنا كرده بودند، معبد سومنات (Somanatba) است . ثروت هنگفت و خیال انگیز آن بتخانه كه چهارده گنبد طلا داشت ، سلطان محمود غزنوى را تحریك كرد تا به سال 416 هجرى قمرى به سوى آن لشكر كشد و خزائن انباشته از زر و سیم و گوهرهاى گرانبهاى آن را كه طى قرنها گرد آمده بود، تاراج كند. هندوان حمله هاى سابق وى به بتخانه هاى دیگر را به علت خشم گرفتن بت معبد سومنات به آن معبد توجیه مى كردند. سلطان محمود با سپاهى انبوه به عنوان بت شكنى به سومنات حمله كرد و پس از كشتن گروهى بى شمار از هندوان ، گرزگران خود را بر فرق مجسمه لینگا كوبید. وى براى نشان دادن فتح نمایان خود قطعه اى از آن را به مكه معظمه و بغداد و بلاد اسلامى دیگر فرستاد.(3)
افرادى از شیواپرستان ، به نام لینگاوات (vat - Linga) یعنى حاملان لینگا، كه مسلكشان در قرن دوازدهم میلادى پایه گذارى شده است ، پیوسته مجسمه اى از لینگا را كه داخل كیف كوچكى است به گردن آویخته دارند. چیزهایى شگفت آورى مانند قربانى انسان و نوشیدن شراب در كاسه سر مردگان به برخى از فرقه هاى شیوایى نسبت داده مى شود. فرقه هاى شكتى (Sakti) به معناى نیرو، معتقدند قوه الهى در جنس لطیف قرار دارد. از اینجاست كه در معابد شكتى زنانى جوان مى رقصند. برخى از این فرقه ها رقصهاى وحشیانه ، آوازهاى گوش خراش و حركات جنون آمیز را براى تكامل روحى لازم مى دانند.
8-1- نظریه تناسخ و تصور كارما
بر اساس قانون كارما (Karman) به معناى كردار، آدمى نتیجه اعمال خود را در دوره هاى بازگشت مجدد خود در این جهان مى بیند. كسانى كه كار نیك انجام داده اند، در مرحله بعد زندگى مرفه و خوشى دارند و آنان كه كار بد مى كنند، در بازگشت با بینوایى و بدبختى دست به گریبان خواهند بود و چه بسا به شكل حیوان بازگشت كنند. به عقیده برخى تناسخیان ، بازگشت انسانها ممكن است به یكى از چهار صورت زیر باشد كه تصادفا به ترتیب الفبا از جمادات تا انسانها را شامل مى شود:
1- رسخ ، یعنى حلول شخص متوفى در جمادات ؛
2- فسخ ، یعنى حلول شخص متوفى در نباتات ؛
3- مسخ ، یعنى حلول شخص متوفى در حیوانات ؛
4- نسخ ، یعنى حلول شخص متوفى در انسانها (تناسخ ).
سمسارا (Samsara) به معناى تناسخ در بسیارى از ادیان و مذاهب جهان (حتى نزد برخى فرقه هاى انحرافى جهان اسلام ) با عناوین گوناگون وجود داشته و دارد،(4) اما این عقیده در آیین هندو از اهمیت بیشترى برخوردار است . هندوان معتقدند آدمى همواره در گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر رنج گرفتار است .
تنها راه رهایى انسان از گردونه تناسخ و تولدهاى مكرر در جهان پر درد و بلا پیوستن به نیروانا (Nirvana) است . این كلمه در لغت به خاموشى و آرامش و در اصطلاح به ((فناى فى الله )) دلالت مى كند. نیروانا مورد توجه بوداییان واقع شده است .
9-1- فلسفه وحدت وجود
حكیمان و دانشمندان هندو مى گویند خدایان بى شمار آن دین همه مظاهر یك خداى واحد و بزرگند و تمام موجودات بخشهایى از كالبد عظیم الوهیت به شمار مى روند. از دیدگاه آنان این جهان و همه اجزاى آن در حقیقت خیالى بیش نیست . این خیال را مایا (Maya) یعنى فریب و وهم ، مى نامند. به عقیده آنان تمام این صورتهاى وهمى سرانجام نابود مى شوند و تنها برهما كه ثابت و پایدار است ، باقى مى ماند.
در قرون اخیر عرفان هندویى غربیان را مسحور كرده است ، همان طور كه عرفان اسلامى نیز در جلب كردن غربیان به اسلام سهم زیادى دارد.
قوانین اخلاقى ، تصوف و اندیشه هاى لطیف آیین هندو از روزگار كهن جذابیت داشته است و تاءثیر تفكرات هندو بر اهل تصوف در مسیحیت و اسلام دیده مى شود.
اصول ایمان هندوان چهار چیز است :
1- الوهیت روح ؛
2- وحدت موجودات ؛
3- وحدت خدایان ؛
4- وحدت مذاهب و ادیان .
آیین هندو با خود محورى میانه اى ندارد و یك هندو مى تواند علاوه بر آیین خود به هر یك از ادیان جهان بگرود. با این وصف ، شدیدترین تعصبها را مى توان میان هندوان یافت . كافى است به یاد بیاوریم كه مهاتما گاندى به سبب اعتقاد به برابرى هندوان و مسلمانان ، مورد دشمنى گروهى از هندوان قرار گرفت و یكى از ایشان او را با گلوله كشت . ملى گرایى هندویى در دوره هاى اخیر بسیار شدت یافته است و یكى از تازه ترین و خشن ترین مظاهر آن تخریب مسجد بابرى و كشته شدن تعداد بى شمارى از مسلمانان و هندوان در این حادثه بود. مستمسك آنان در ارتكاب این عمل این بود كه مكان مسجد بابرى زادگاه بت راما بوده است . آنان با این سخن ادعا مى كنند كه ویشنو (یكى از خدایان تثلیث هندو) در آنجا به شكل بت راما جلوه كرده و به همین دلیل ، هندوان در آن مكان بتخانه اى ساخته بوده اند كه به مسجد تبدیل شده است . آنان به همین بهانه بتهاى خود را بر ویرانه هاى مسجد نصب كردند و آنها را پرستیدند. هندوان تصمیم دارند ساختمان بتخانه را در فرصت مناسب آغاز كنند.
10-1- فلسفه یوگى یا روش جوكیان
به عقیده هندوان ، دستیابى به حقیقت یا اتحاد با خداى توانا از طریق یوگا (Yoga) یعنى یوغ نهادن حاصل مى شود. یوگا به ریاضتهاى سخت و طاقت فرسا دلالت مى كند و معمولا با نشستن آرام و پیوسته به شكل چهار زانو و همراه با تاءمل انجام مى گیرد، اما شیوه هایى دیگر نیز معمول است ، مانند ایستادن ، وارونه ایستادن ، خم شدن و آویختن دستها و زیستن بر روى تختى كه در سراسر آن میخهاى تیزى سر بر آورده است . این عملیات چه بسا براى دهها سال ادامه یابد و با مشقتهایى دیگر مانند در پیش رو نهادن آب و تشنه به سر بردن همراه باشد.(5)
با آنكه هدف از ریاضت وصول به حقیقت است ، گاهى كشف و كراماتى را پدید مى آورد. یوگى (Yogin) معمولا آن امور را مانع كمال خود مى داند و بسیار مى شود كه به آن خوارق عادت ابدا توجهى نكند و از اظهار آن روى بگرداند.
حبس دم به گونه اى است كه بر اثر تمرینهاى سخت تنفس كاهش مى یابد و یوگى در طول سال به چند نفس بسنده مى كند. همچنین ضربان نبض و سایر كارهاى بدن را مى توان با یوگا در اختیار گرفت . در همه این حالات بدن شیوه هاى نوى را بر مى گزیند و زنده مى ماند. چه بسا یك یوگى را به مدت شش ماه دفن كنند و پس از این مدت قبر او را بشكافند و او را بیرون آورند و وى با یك بار تنفس زندگى را از سر گیرد. تواناییهاى دیگرى نیز براى برخى از آنان میسر مى گردد، مانند رهایى از جاذبه زمین ، متوقف كردن قطار، به جوش آوردن آب با یك نگاه و غیره . (6)
دانشمندان مغرب زمین به تكرار، آزمایشهاى علمى گوناگونى روى یوگیان انجام داده و واقعى بودن این حالات را به اثبات رسانده اند. از جمله یك هیاءت علمى فرانسوى به رهبرى دكتر بروس (Brosse) در 1936 تحقیقات و آزمایشهایى در باب یوگیان انجام داد و دستاوردهاى خود را منتشر كرد.(7)
2- آیین جین
آیین هندو مانند درخت كهنسالى است كه شاخه هاى نسبتا جوان خود را در سرزمینهاى بزرگى گسترده است . برخى از این شاخه ها در اوج اقتدار برهمنان و به عنوان اعتراض به سخت گیریهاى آنان پدید آمده است .از جمله شاخه هاى هندوئیسم آیین جین (Jaina) به معناى پیروز است كه پنج قرن قبل از میلاد پایه گذارى شد.
1-2- سرگذشت مهاویرا
به اعتقاد جینها بنیانگذار این آیین مهاویرا (Maha-vira) یعنى بزرگ قهرمان ، نامیده مى شود كه بیست و سه پیشوا طى هزاران سال قبل از وى برخاسته اند و او بیست و چهارمین پیشواست . مهاویرا در قرن ششم قبل از میلاد در یك خانواده اشرافى هندوستان متولد شد. وى در سى سالگى دنیا را ترك كرد و پس از ریاضتهاى طولانى به حقیقت دست یافت . او پس از گستردن آیین خود به سال 526 ق .م . قالب تهى كرد و به نیروانا پیوست .
2-2- فلسفه و اخلاقیات
شگفت آورترین سنت این قوم این است كه پوشیدن لباس را حرام مى دانند و معتقدند مهاویرا در حال ریاضت و ترك تعلقات نفسانى ، پس از مشاهده تعلق خاطر خود به حیا، همه لباسهاى خود را بیرون آورد و تا آخر عمر برهنه به سر برد. در حدود سال 79 ق .م . میان پیروان این مذهب در مورد حدود برهنگى اختلاف و دودستگى پدید آمد: فرقه آسمان جامگان ( Digamhbra ) هیچ لباسى را نپذیرفتند، در حالى كه فرقه سفید جامگان (Svetambara) گفتند استفاده از اندكى پارچه جایز است . گاندى رهبر انقلاب هندوستان تحت تاءثیر این آیین لباسهاى دوخته ایام جوانى را كنار نهاد و تنها از مقدارى پارچه سفید استفاده مى كرد. ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن كه در زمان حیات تاءثیر آن مذهب از طریق خودكشى به عمر خود پایان دهد. اما، همان گونه كه گذشت ، وى با گلوله یك هندوى متعصب كشته شد و براى اثبات یا ابطال حدس این مورخ فرزانه فرصتى پیش ‍ نیامد.
دریوزگى و خوارى از فضائل محسوب مى شود. به عقیده آسمان جامگان زنان راهى به كمال ندارند و براى این امر باید به انتظار مرد شدن در دوره هاى بعدى تناسخ باقى بمانند.
3-2- اهیمسا
آیین جین ، علاوه بر پذیرش معارف هندویى ، مسائل تازه اى را مطرح مى كند و بر قواعد اخلاقى شدیدى اصرار مى ورزد. به عقیده جینها رستگارى بر دو اصل استوار است یكى ریاضت كشى و دیگرى اهیمسا یا پرهیز از آزار جانداران كه تا نباتات و جمادات پیش مى رود و كندن زمین براى كشاورزى ممنوع شمرده مى شود. با آنكه خوردن میوه درختان مجاز است ، استفاده از محصولات زیر زمین مانند چغندر، هویج ، شلغم و سیب زمینى كه معالجه حیوانات اهلى و وحشى دایر كرده اند و معمولا پارچه اى بر دهان مى بندند، كه مبادا حیوان ریزى ناخواسته به دهانشان وارد شود و نابود گردد. آنان آب را قبل از نوشیدن صاف مى كنند كه مبادا كرمى وارد دهان شود و جان بدهد. همچنین جاروبى از پر طاووس در دست مى گیرند و حشرات ریز را از مسیر خود دور مى كنند. خودكشى از طریق ترك طعام و شراب فضیلتى بسیار بزرگ به شمار مى آید و خود مهاویرا نیز به این شیوه در گذشته است .
4-2- كتب مذهبى
این قوم نیز فرهنگ دینى مكتوب دارد و تعداد 39 كتاب دینى به آنان نسبت داده اند. از جمله یادگارهاى آنان در مساءله شناخت حقیقت وجود، داستان فیلى است كه آن را در جاى تاریكى قرار داده بودند و مردم مى خواستند با دست مالیدن از شكل فیل آگاه شوند و هر كدام قضاوتى نادرست در این باب مى كردند.(8)
5-2- پیروان
هم اكنون حدود دو میلیون پیرو آیین جین در هندوستان وجود دارد كه روزگار بر تن آنان لباس كامل پوشانده و به جاى گدایى سرگرم تجارت هستند و وضع اقتصادى خوبى دارند. آنان آیین خود را نوسازى كرده اند و تنها قدیسان و اندكى از ایشان در زندگى به آن روشهاى عجیب و غریب روى مى آورند.
3- بودیسم
آیین بودا از شاخه هاى كیش هندوست . این آیین از هندوستان بیرون آمده و سراسر مناطق خاورى را در نوردیده است و به علت داشتن اندیشه هاى عرفانى لطیف و گسترش در مناطق پرجمعیت جهان ، پیروان زیادى دارد و اخیرا به اروپا و آمریكا نیز سرایت كرده است .
1-3- سرگذشت بودا
بودا (Buddha) به معناى بیدار لقب گوتاماشاكیامونى (Sakya Gautama-muni) بنیانگذار مكتب اصلاحى بودیسم است . به عقیده بوداییان وى كه فرزند پادشاه شهر كاپیلاوستو (Kapila-vastu) در شمال هندوستان بود، در حدود سال 563 ق .م . به دنیا آمد و در آغاز سیدارتا (Siddhartha) یعنى كامیاب نامیده مى شد. ستاره شناسان پیشگویى كرده بودند كه این شاهزاده پس از مشاهده نمونه هاى بیمارى ، پیرى و مرگ و برخورد با یك ریاضت كش دنیا را ترك خواهد كرد و به ریاضت روى خواهد آورد. بدین سبب پدرش ‍ دستور داده بود وى را به دور از ناملایمات زندگى بشرى و در ناز و نعمت پرورش دهند و مراقب رفتار و كردار او باشند. شاهزاده با دختر عمویش ‍ یشودهرا (Yasodhara) ازدواج كرد و داراى پسرى به نام راهولا (Rahula) شد. وى در 29 سالگى پس از مشاهده موارد مذكور، شبانه از كاخ و تنعمات آن گریخت و تحت ارشاد فردى به نام آلارا (Alara) زندگى راهبان را برگزید و پس از شش سال ریاضتهاى سخت و سنگین در جنگلها سرانجام هنگامى كه از وصول به حقیقت از طریق ریاضت نومید شد، ریاضت را كنار گذاشت و به تاءمل و تفكر و مراقبت معنوى روى آورد. جهاد اكبر او نیز شش سال طول كشید و پس از آن با هفت هفته توقف زیر درختى كه بعدا درخت بیدارى نامیده شد، با مارا (Mara) یعنى شیطان ویرانگر مبارزه كرد و در نهایت به حقیقت دست یافت و بوداى دوره كنونى شد. به عقیده بوداییان در دورانهاى پیشین جهان نیز تعدادى بودا آمده اند. هر یك از این بوداها قبل از ظهورشان بودى ستو (Bodhi-sattva) خوانده مى شود، یعنى كسى كه به معرفت كامل دسترسى دارد یا بوداى بالقوه است .
بودا در مدت 40 سال با مسافرتهاى فراوان ، آیین خود را در سراسر هندوستان تبلیغ كرد و بر اثر ملاقات با افراد مختلف ، به اصلاح نفوس و تربیت شاگردانى همت گماشت كه برجسته ترین آنان پسر عمویش آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال 483 ق .م . به نیروانا پیوست .
داستان زندگى شگفت آور بودا از قدیم الایام جذابیت داشته و به همین دلیل این داستان دینى به زبانهاى گوناگون ترجمه و در سراسر جهان منتشر شده است . نقل عربى آن با اضافاتى از فرهنگ سریانى ، به عنوان داستان بلوهر و یوذاسف بین مسلمانان رواج پیدا كرد.(9)
2-3- تاءسیس نظام
اندیشه هاى اصلاحى بودا در مخالفت با تعصبهاى برهمنان بود و اختلافات طبقاتى را باطل مى شمرد. تعالیم اخلاقى وى در مجموعه هایى مانند ترى پیتكا (Tri-pitaka) یعنى سه سبدگرد آمده است . این تعالیم كه بر آیین هندو پایه گذارى شده است ، ترك دنیا، تهذیب نفس ، تاءمل ، مراقبه و تلاش ‍ براى رهایى از گردونه زندگى پر رنج این جهان را توصیه مى كند و براى وصول به نیروانا اهمیت زیادى قائل است و مفهوم آن را توسعه مى دهد. آیین بودا در قرون بعدى بخش عمده اى از خاك هندوستان را تسخیر كرد و در كشورهاى همسایه نیز گسترش یافت . در قرون هشتم و نهم میلادى ، دو تن از دانشمندان آیین هندو را نوسازى كردند و بر اثر آن ، آیین بودا اندك اندك از هندوستان برچیده و آیین هندو جانشین آن شد، اما اشكال گوناگون آن در خاور دور و مناطق دیگر گسترش یافت .
3-3- فلسفه بودا
هنگامى كه بودا به حقیقت دست یافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را كه از وى روى برتافته بودند، بیابد. او مى اندیشید كه این پنج تن مانند وى در جستجوى حقیقتند و تعلیم دادن ایشان از سایر مردم آسانتر است .
و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را دید كه در میان بیشه اى نزدیك شهر نشسته اند و با هم سخن مى گویند.
هنگامى كه چشم آنان به بودا افتاد، به یكدیگر گفتند: ((این سیدارتاست كه مى آید؛ همان كه دست از رهبانیت كشید؛ خوب است به او كارى نداشته باشیم .))
اما چون بودا به آنان نزدیك شد به وى سلام كردند و از او خواستند در كنارشان بنشیند. آنگاه از وى پرسیدند: ((سرانجام ، حقیقتى را كه مى جستى ، یافتى ؟)) بودا گفت : ((آرى ، آن را یافتم .))
راهبان گفتند: ((پس به ما بگو حقیقت و حكمت و راز هستى چیست ؟)) بودا پرسید: ((آیا شما به كارما یعنى قانون كردار ایمان دارید؟)) گفتند: ((آرى .)) بودا گفت : ((پس بدانید كه همان سرآغاز حكمت و آگاهى از حقیقت است . از نیكو نیكو پدید مى آید و از بد بد. این نخستین قانون زندگى است و همه چیزهاى دیگر بر این قانون استوار است .))
گفتند: ((این كه تازگى ندارد.)) گفت : ((اگر چنین است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نیست .))
راهبان پرسیدند: ((چگونه ؟)) بودا پاسخ داد: ((زیرا آب همیشه سراشیبى مى رود، آتش همیشه داغ است و یخ همواره سرد. اگر براى همه خدایان هندوستان هم دعا كنیم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و یخ گرم نمى شود. زیرا در زندگى قانونهایى یافت مى شود كه همه چیز بر آنها استوار است . از این رو، كارى كه انجام گرفت ، قابل ابطال نیست و دعا و قربانى براى خدایان نیز سودى ندارد.))
آنان با این سخن موافقت كردند و بودا افزود: ((اگر این سخن درست است ، كتاب وداها كه به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نیست و برخلاف گفته پیشوایان دینى ، من اعلام مى كنم كه وداها مقدس ‍ نیستند.))


نوشته شده توسط :سید مجتبی مکبر
5 شهریور 92-06:55 قبل از ظهر
نظرات() 

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.






ساعت مچی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات